تبليغاتX
دل نوشت

دل نوشت

تا فردا تنها طلوعی بیش نمانده است٬ عهد کن که امروز را به کمال توان خود٬ سرشار زیست کنی.

  خدایش این رجانیوز هم ترکونده با این خبرهاش٬ این خبر رو از کجاشون کشیدن بیرون خدا می دونه٬ من شخصا حاضرم با هزینه شخصی توو این تیم تخماتیک تحقیقاتی شرکت کنم تا مشکل ریزش مو خودم هم حل شه.

پ.ن ۱: خوشحالم کسایی هستن که راه ژولورن رو ادامه بدن!

پ.ن ۲: عمه جان ما که به رحمت خدا رفت توو کل عمرش حتی واسه شستو شوی سرش روسری ازش جدا نشد که نشد٬ اما بعضی نواحی تنک طبق گزارش های موثق رویت شده بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 23:1  توسط امين  | 

 

 مسافرتم به امارات شاید زیاد طولانی نبود اما هر روزش یه مدلی بود و پر از چیزایی که یا کمتر دیدم٬ یا دیدم و ندیدم! بیشتر تمرکزم رو امتحانی بود که می خواسم بدم و باقی چیزا حاشیه بودن واسم. سعی می کردم ذهنم رو آروم کنم و با یه سری اطلاعات طبقه بندی شده (محصول کمتر از ۲ هفته مطالعه!) یه جا توو یه ماراتون ۴ ساعته پیاده کنم٬ اما نشد!

 نمی دونم چرا ولی صبح امتحان یه آرامشی ته دلم بود که آب از آب توو دلم نمی جنبید٬ نمونه ش رو یکی دو بار پیش توو خونه خدا تجربه کرده بودم٬ واسم خیلی جالب بود٬ انگار فیلم همه صحنه ها رو می دیدم و خودم اصلا زیر پوستی با اتفاقاتی که می افتاد درگیر نمی شدم٬ حتی با دیدن نتیجه واکنش خاصی هم نداشتم و همیشه این واسم تکرار می شد" واسه دیدن خیلی چیزا٬ باید چشمها رو بست".

 واسم جالبه٬ شاید از چیزی که می خواستم نتیجه ای نگرفتم و توو این مسیر٬ راهم شاید طولانی تر شده٬ اما از چیزای که نمی خواستم٬ نتیجه های خاص و با ارزشی گرفتم!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 15:35  توسط امين  | 


  دوگدا بر در شخصی آمدند ، یکی مطلوب و محبوب و دیگری عظیم و مغبوض. صاحب خانه گوید به غلام که زود و بی تأخیر به آن مغبوض نان پاره بده تا از در ما زود آواره شود و آن دیگر را که محبوب است وعده بده که هنوز نان نپخته اند، صبر کن تا نان برسد.!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 10:10  توسط امين 



دوستی تاکید می کرد که دنیا بدهکار ماست! خیلی چیزایی که شکل جدیدی الان به خودش گرفت از اریکه قدرت شاهای باستان ماست. با تموم احترامی که به تاریخ، خصوصا تاریخ کشورم دارم. اعتقاد دارم توو لک یه لیس از بستنی قیفی اقتدار گذشته مون موندیم و حلیم با کافه گلاسه توو گرمای مرداد پیشرفت دول دیگه تجویز می کنیم.
چه فرقی داره، سپندارمذگان یا ولنتاین، مهم اینه بتونی دوست داشته باشی و عشق بورزی. اونم نه الزاما غیر همجنس، هنر اینه بتونی اول خودت و دوست داشته باشی و به عقاید، خواست هات و آنجه هستی عشق بورزی و شکر گزار باشی. اگه این توانمندی رو تونسیم توو خودمون تقویت کنیم، هر روز واست سپندارمذگان یا ولنتیاینه! حالا خواسی به غیر خودت توجه و محبت کنی غنا و عمق درکت از رابطه ات چن برابره.
به امید اینکه عشق، دوست داشتن و محبت، غبار خیابونیش پاک شه و معنای حقیقیش ملموس و تفهیم شه. پیشاپیش هر روزتون پر از عشق و محبت. واسه اطلاعات بیشتر از پیشینه این روز ها اینجا رو کلیک کنین.

راستی: واسه ما دعا کنین توو اون روز داریم به امتحان جی مت سر جلسه عشق می ورزیم:))
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15:49  توسط امين  | 

جاتون خالی کنفرانسOR امسال توو کیش برگزار شد. اونم توو فصل بهمن که مث بهار توو شمال بود. هر چند دو هفته پش واسه امتحان تافل اونجا بودم اما این سفر جدا حال و هوای خاصی داشت. ایشالا حس و حال این سفر واسه امتحان جی مت که ۲ هفته دیگه توو دبی هست کمک کنه که بترکانیم.


دکتر معماریانی، مهدوی امیری، ماکویی، مدرس یزدی، توکلی مقدم، و ...

دکتر توکلی، هائد پسرش و بچه های علم وصنعت!



شام کنفرانس توو کوه نور با وحید و حسن، کنار میز شام دکتر مدرس یزدی و مهدوی امیری

دکتر ماکویی و لبخند همیشگی!


اسکله زیبای کیش و پرنده های دریایش


محظوظ از جاذبه های انسانی و طبیعی!!!



لذت در حد مرگ :))




دوچرخه سواری و یاد 10-12 سالگی، با هائد 2 تا تیوپ ترکوندیم از فرط بی جنبگی!



انتظاری کشنده توو فرودگاه

حاشیه: موقع رفت با بچه های تیم ملی قایقرانی بودیم، تحویل بازاری واسه استقبال توو فرودگاه کیش ازشون کردن در حد بندس!، همه 17-20 ساله بودن با مجموع تحصیلات سیکلم ردی :)) من و حسن و دکتر ماکویی هم استخوان توو گلو (یه چیز توو مایه های دهنمون صاف شده بود) با تاخیر 5 ساعته هلاک و مونده، حاضر بودیم با موتور گازی ما رو ببرن هتلمون، جدا با لنج می رفتیم زودتر می رسیدیم!. موقع برگشت هم با صاحب هتل ایران همراه بودیم، که ارقامی که موقع صحبت با من بکار می برد ریزش میلیارد بود ! مجموع اتفاقای این سفر باعث شد یه تجدید نظر توو کارم کنم تجدید نظر کردنی:)) ابته بعد امتحان جی مت!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 23:0  توسط امين  | 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 14:50  توسط امين