تبليغاتX
دل نوشت

دل نوشت

تا فردا تنها طلوعی بیش نمانده است٬ عهد کن که امروز را به کمال توان خود٬ سرشار زیست کنی.

                                  

 

        مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو                                 یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

 

بالاخره این ترم به روزهای آخرش رسید و ما توو فرجه امتحانات رفتیم. جدا نفس گیر بود( 3  تا درس اصلی اونم با دکتر آریانژاد، دکتر سید حسینی، دکتر جبل عاملی) که هر کدومشون تکلیف و مقش می دادن که انجام بدیم ؛ البته امتحاناتشو هنوز ندادم اما برخلاف لیسانس توو ترم حسابی خر خونی کردم، و توو فرجه تریپ جمع بندی می زنیم. کلی تکلیف و مقش نوشتم که تمووم وقتمو به خودش اختصاص می داد که نرسیدم امتحان تافل بدم، خوشنویسی رو که کلا پایین گذاشته بودم؛ کار و این چیزا که تعطیل بود و تنها تفریحمون این بود که هر چند وقتی که فرصت بود با ایمان یه سر می رفتیم توچال (اونم آخر شب که آقایون بسیار سبیل کلفت می اومدند    بالا نه سر ظهر که ترتیپ گرمابه و گلستانه ) یا با بچه های هم سوئیتی پینگ پنگ می زدیم، به قول یکی از بچه ها " ما جدا از بیکاری فقط داریم درس می خونیم؛ اصلا بچه ها می دونین تفریح چه رنگیه؟". این ترم با همه مشغله هاش فرصت خیلی خوبی بود واسه عمیق تر خوندن بعضی از مباحثی که توو دوره لیسانس جدی نخونده بودم. هر چی بود دیگه بافر های آخرش داره لود میشه، توو این مدت شاید وقتی واسه نوشتن مطلب جدید نباشه تا اینکه امتحانا رو بدم و یه تفریح حسابی کنم. چندتا اتفاق و مطلب جالب هم هست که بعد امتحانا مفصل در موردشون می نویسم. من میرم درس بخونم، شما هم منو دعا کنین که نرم توو کوزه.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 0:27  توسط امين  | 

یکی از درسای این ترم، درس طراحی سیستم های صنعتیه،  که جدا خدا ختم خیر کنه، پدر هممون سر این درس اسکن شده. تا حالا ۲-۳ تا مقاله خفن اوردیم و دکتر جبل عاملی، بنده نوازی کرده و رد کرده. بالاخرخ ۲ تا موضوع من رو تایید کرد (هنوز خیلی از بچه ها تایید نشده اند؛ از این نظر خیلی دکتر حال داده). عنوان یکی از کارایی که باید کار می کردم "ارزیابی سیستم سلولی" بوده که معادل انگلیسیش Evaluation هست.

اما یه اتفاق نادر؛ مسیر کل کار رو عوض کرد. عنوان مقاله ای که من انتخاب کردم بود Evolution سیستم سلولی (به معنی سیر تدریجی)، بوده که حتی دکتر هم تو بررسی هاش، متوجه این موضوع نشد. حالا تصور کنید تموم اسلایدها رو واسه پرزنت آماده کردید و متوجه میشین که اصل ماجرا کلی تفاوت داره.  ما هم یه هندبووک تولید سلولی رو گیر اوردیم تا ۵.۵ صبح روش کار کردیم. نتیجه این شد که اگر سر کلاس اینقدر از هوا و زمین مثالهای خفن جور کردیم که اگه روو هم نمی کردم که چه سووتی رخ داده، جدا کسی هم متوجه نمی شد که جریان از چه خبره.

نتیجه گیری اخلاقی: سووتی دادین؛ خودتونو بزنین به کوچه علی چپ و به روی مبارکتوون هم نیارین.

 
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 15:38  توسط امين  |